اتاق فکر
اتاق فکر فرصتی است برای رها کردن فکرسرکش تا به هرجا که می خواهد برود. اباءنمیکنیم . او راه خود را خواهد یافت.
یکشنبه ۱۵ آوریل ۲۰۱۲
دیپلماسی ایران : "مقاومت تا زمان نوشیدن جام زهر"
جمعه ۱۳ آوریل ۲۰۱۲
انیمیشنی که دولت آمریکا در مورد سانسور در ایران ساخته; پردهای الکترونیکی
باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، در پیام نوروزی امسال خود به مردم ایران، به «پردهای الکترونیکی» اشاره کرد که «به خاطر اقدامات حکومت ایران» دور کشور کشیده شده و مردم ایران را از برقراری ارتباط با دیگر نقاط جهان محروم کرده است.
گرچه سانسور مطبوعات و اینترنت در سی و اندی سال گذشته همواره در ایران وجود داشته، این روند در سه سال گذشته پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ سرعتی روزافزون یافته و از مطبوعات تا اینترنت تا رسانههای فارسیزبان خارج از ایران را دربر گرفته است.
رئیس جمهور ایالات متحده در پیام سالانه خود به مردم و حکومت ایران همچنین وعده داد که دولتش راه را برای استفاده بهتر و آسانتر مردم ایران از اینترنت هموارتر کند.
دولت آمریکا انیمیشنی در مورد سانسور در ایران ساخته است. در ابتدای این انیمیشن پرده الکترونیکی امروز در ایران با پرده آهنین در دوران کمونیست مقایسه شده است. در این انیمیشن به فیلترینگ میلیون های سایت در ایران و محدودیت روزافزون ایرانی ها برای دستیابی به اطلاعات آزاد، اشاره شده است.
جمعه ۳۰ مارس ۲۰۱۲
مادر رضا شهابی بدون دیدن فرزند زندانی اش درگذشت
مرگ مادر را رضا شهابی در حالی از طریق تلفن و روز پنج شنبه آگاه شد که چند روز قبل با نوشتن نامه ای به رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، دادستان تهران و دادسرای اوین خواستار عیادت از مادر بیمارش شده بود.
به گزارش خبرنگار کلمه، فشار های زندان و مدتها نگهداری در سلول های انفرادی موجب شده بود تا این زندانی سیاسی از ناحیه چپ بدن دچار اختلالات حسی شود و نیاز به عمل فوری گردن به منظور جلوگیری از قطع نحاع از سوی پزشکی قانونی ضرورت تشخیص داده شود.
رضا شهابی را ماموران اطلاعات در جین انجام وظیفه بازداشت کردند و بی اطلاعی خانواده از وضعیت وی مادر را دچار شوک عصبی کرده بود به گونه ای که ماهها بیمار بود و در بستر بیماری قرار داشت. پس از آن مادر این زندانی سیاسی روزبه روز وضعیت وخیم تری را تجربه کرد به گونه ای که در آخرین لحظات زندگی جز دیدار فرزند اسیر و بیمارش خواسته ای نداشت.
رضا شهابی راننده شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه و معاون مالی سندیکای این شرکت در طول ۲۲ ماه بازداشت غیر قانونی و به رغم تودیع قرار وثیقه، بارها دست به اعتصاب غذا زد و چند مورد راهی بیمارستان شد و هر بار مسوولان قضایی قول آزادی وی را تا صدور حکم داده بودند که هیچ یک از تعهدات آنان عملی نشد.
در نامه رضا شهابی به دادستان و رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب و دادیار دادسرای اوین با توجه به الزام عمل جراحی توسط کمیسیون پزشکی و پزشکی قانونی، خواستار رسیدگی به وضعیت سلامتش شد و اعلام کرده بود که در صورت عدم اجرای قول آزادی که به شهادت وکیل وی باید تا پیش از پایان سال ۹۰ به اجرا در می آمد، دست به اعتصاب عذای نامحدود خواهد زد.
وی همچنین با خاطر نشان کردن وضعیت وخیم سلامت مادرش و وضعیت اظطراری سلامتی خودش، مسولیت هرگونه سهل انگاری در رسیدگی به خواسته هایش را بر عهده ی دستگاه قضایی دانسته بود.
یکشنبه ۲۵ مارس ۲۰۱۲
جامعه ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی
کافی است قطعات اطلاعات عرضه شده در رسانههای داخلی را در کنار هم قرار دهيم و از نگاه يک پرنده به آن نظری بيفکنيم. ناهنجاریهايی که می آيد در ديگر جوامع نيز به چشم می خورند اما اين ناهنجاریها در ايران سير صعودی دارند و برنامه و سياستی نيز برای کاهش آنها به چشم نمی خورد.
فقر و نابرابری
درسال ۱۳۸۶، ۱۲ ميليون نفر در جامعه زير خط فقر زندگی می کردند و ۲ ميليون نفر نيز زير خط فقر خشن بودند. (مهر ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶) اين رقم در سال ۱۳۸۷ به ۱۴ ميليون نفر رسيد. (نوروز، ۴ ژانويه ۲۰۰۹) در سال ۸۰ حدود ۹ ميليون نفر در ايران زير خط فقر بودند و در طی هفت سال اين آمار به ۱۴ ميليون نفر رسيد.
حتی بنا به آمارهای مسئولان دولتی در دوران رياست جمهوری احمدی نژاد که همواره با آمار و ارقام بازی می کنند: "در ايران يک درصد افراد جامعه زير خط فقر شديد [گرسنگی] قرار دارند و تعداد آنها ۷۰۰ هزار نفر است. تعداد افرادی که علاوه بر رفع گرسنگی قادر به تامين هزينه مسکن، پوشاک و آموزش خود نيز نيستند و در واقع زير خط فقر مطلق زندگی می کنند، هفت ميليون و ۸۰۰ هزار نفر معادل ۱/۱۱ درصد جمعيت کشور هستند." (مديرکل دفتر فقرزدايی وزارت رفاه و تامين اجتماعی، روزآنلاين، دسامبر ۲۰۰۷)
با توجه به اعلام ۲ ميليون و حدود هشتصد هزار تا يک ميليون تومان درآمد به عنوان آستانهی گذر از خط فقر و اعلام ۳۹۰ هزار تومان به عنوان پايهی درآمد کارگران در کنار ۳۰ تا ۳۵ درصد نرخ تورم (با توجه به تورم ۲۷ درصدی سال ۱۳۹۰) پيش بينی می شود که ميان ۶۰ تا هفتاد درصد از مردم ايران در زير خط فقر قرار گيرند. با توجه به افزايش ضريب جينی در دورهی احمدی نژاد (از حدود ۰.۴۰ تا ۰.۵۸) شکاف طبقاتی در ايران افزايش يافته است.
فساد
فساد اقتصادی و سوء استفاده از قدرت به بخشی جدايی ناپذير از رفتار و منش مقامات جمهوری اسلامی تبديل شده است. اختلاس، واگذاری اموال دولتی به خاصان درگاه ولايت، اختصاص طرحهای بزرگ اقتصادی به نظاميان و امنيتیها، بخشی از اين فساد گسترده هستند. کمتر مقامی در جمهوری اسلامی است که در مقطعی از مديريت خود از قدرت سوء استفاده نکرده باشد با روی کار آوردن قوم و خويش و دوستان تا استفاده از امکانت دولتی برای حمل و نقل اعضای خانواده تا سفرهای بی دليل به خارج کشور برای گرفتن ارز دولتی و تفريح به هزينهی دولت تا تحصيل در ضمن مديريت و از گرفتن مقام بدون شايستگی تا درست کردن مدارک قلابی.
نتيجهی مستقيم فساد کاهش اعتماد عمومی و مسابقه بر سر رسيدن به همه چيز در مدتی کوتاه است. به همين دليل در سطوح پايين تر نيز با افزايش چکهای برگشتی از ۳.۵ ميليون در سال ۱۳۸۴ تا حدود شش ميليون در سال ۸۹ مواجه هستيم که فساد اقتصادی را در بطن جامعه گواهی می کند. تعداد چکهای صادره از سال ۱۳۸۵ تا سال ۱۳۸۸ از حدود ۸۰ ميليون به حدود ۴۸ ميليون کاهش يافته است.
مواد مخدر
اعتياد پيامد و کارکردی بجز بيکاری و فروپاشی خانواده و در پی آن تضعيف پيوندهای اجتماعی و کاهش سرمايهی اجتماعی ندارد. افزايش مصرف مواد مخدر جهت گيری جامعه به سوی سقوط را بيان می کند. مردم ايران در سال ۱۳۹۰ حدود ۱۵ ميليارد دلار هزينهی مستقيم و غير مستقيم برای مصرف مواد مخدر پرداخت کردهاند که تخمين زده می شود تا سال ۱۳۹۳ به ۱۸ ميليارد دلار می رسد. (تابناک، ۱۸ دی ۱۳۹۰) اين در حالی است که هزينهی مصرف شير يا لوازم بهداشتی يا گوشت در ايران به اين رقم نمی رسد. بر اساس آمارهای دستگاه های دولی ميان دو تا هفت ميليون نفر معتاد در ايران وجود دارد (بر اساس معيارهای مختلف) و اعتياد حتی به خوابگاه های دانشجويی و کودکان مدارس راهنمايی نيز گسترش يافته است.
رجوع به پليس
تنها در شهر تهران در عرض يک ماه (آذر ۱۳۹۰) هفت ميليون و ۳۳۳ هزار و ۴۲۸ نفر با مرکز فوريتهای پليسی ۱۱۰ ارتباط برقرار کرده اند.
از کل تماسهای برقرار شده، دو ميليون و ۷۵۱ هزار و ۶۸۲ مورد منجر به عمليات پليسی و حضور به موقع مأموران در سر صحنه شده است(معاون عمليات فرماندهی انتظامی تهران بزرگ، واحد مرکزی خبر، ۱۸ دی ۱۳۹۰).
اين بدين معنی است که به طور متوسط همهی شهروندان تهرانی (فراخوان و شکايت يک طرفه به پليس ممکن نيست و حدود ۱۵ ميليون نفر- مورد در اين ارجاعات به پليس درگير هستند، با فرض ۸.۵ ميليون جمعيت برای تهران يا ۱۲ ميليون برای تهران بزرگ) در طول ماه حداقل يک بار با پليس تماس می گيرند و از اين رقم حداقل در يک سوم شرايط برخوردها در حدی است که پليس بايد مستقيما دخالت کند. اين رقم نيز در حال کاهش نبوده بلکه در آذر ۱۳۹۰ در مقايسه با آذر ۱۳۸۹، تعداد تماسهای عملياتی هفت درصد و کل تماسهای برقرار شده يک درصد افزايش يافته است. (همانجا)
مراجعه به دستگاه قضايی
تعداد پروندههای موجود در قوهی قضاييه همواره رو به افزايش بوده و در سال ۱۳۹۰ به حدود ۱۳ ميليون پرونده (صادق لاريجانی، رئيس قوهی قضاييه، خبر آنلاين، ۱۹ مهر ۱۳۹۰) يا ۱۶ ميليون پرونده (مديرکل اجتماعی و فرهنگی معاونت پيشگيری از وقوع جرم قوه قضائيه، خبر آنلاين ۱۴ دی ۱۳۹۰) يعنی يک پرونده به ازای حدود چهار ايرانی بالای ۱۸ سال رسيده است. تنها در سال ۱۳۹۰ پرونده های قضايی ۱۳ درصد افزايش يافته است. (محمدباقر ذوالقدر، معاون قوهقضائيه، ايسنا، ۲۳ مهر ۱۳۹۰) اين رقم در سال ۱۳۸۱ حدود ۵ ميليون (روزنامه بنيان، ۲۴ فروردين ۱۳۸۱) يعنی حدود يک پرونده به ازای حدود هفت ايرانی بالای ۱۸ سال و در سال ۱۳۸۶ حدود هشت ميليون يعنی يک پرونده به ازای حدود ۶ ايرانی بالای ۱۸ سال بوده است.
اکثر اين پروندهها مربوط می شوند به جرائم مواد مخدر، صدور چک بلا محل، تخلف در ثبت اسناد و املاک، قولنامهها، ثبت شرکتها، ماليات، و امور اقتصادی و امنيتی، نزاع و درگيری. (محمد جعفر منتظری، رئيس ديوان عدالت اداری، مهر ۲۱ آبان ۱۳۹۰) مقامات اين قوه همچنين تحت فشار دستگاههای امنيتی و تبليغاتی جرائم تازهای را (مثل آب بازی جوانان در خيابان يا فرستادن فانوس به آسمان) خلق می کنند.
عدم رعايت قانون
نگاهی به جرائم در جامعهی ايران بيندازيد: وجود ۶۰ هزار خودروی سرقتی در کشور (تابناک، ۱۷ تير ۱۳۸۷)؛ بازداشت ۵۰هزار سرباز فراری در سال ۱۳۸۶ (رييس سازمان وظيفه عمومی ناجا، گويا نيوز، ۱ مرداد ۱۳۸۷)
دستگير شدن ۳۸۲ هزار نفر در موضوع سرقت در ۶ ماه اول ۱۳۸۹ (تابناک، ۵ آبان ۱۳۸۹). تنها در تونل توحيد تهران، روزانه به صورت ميانگين ۶۵۰ خودرو متخلف از طريق دوربين جريمه میشوند. (رئيس پليس راهور تهران، خبرگزاری مهر ۱۸ دی ۱۳۹۰) تنها در آذرماه ۱۳۹۰، ۵۵۹ هزار مورد تخلف برای ورود غيرمجاز به محدوده طرح ترافيک و ۱۹۲ هزار تخلف درعدم استفاده از کمربند و کلاه ايمنی در تهران رخ داده است. (رئيس اجرائيات پليس راهنمايی و رانندگی کشور، پايگاه خبری پليس، ۲ اسفند ۱۳۹۰) اين بدين معنی است که در تصور شهروندان تهرانی رعايت قانون به نفع آنها نيست و هرکسی تلاش می کند با نقض قانون از ديگران پيشی بگيرد. عدم رعايت قانون است که شهروندان را، چه کسانی که حقوق ديگران را نقض می کنند و چه کسانی که حقوشان نقض شده، به مراکز انتظامی و قضايی می فرستد.
انحطاط اخلاقی
نصب تنديس تمام قد ذبيح الله بخشی (معروف به حاجی بخشی) در يکی از ميدانهای اصلی شهر کرج با هدف "ترويج فرهنگ ايثار و شهادت و گراميداشت مقام شهدا و ايثارگران و الگوسازی برای نسل جديد و نسلهای آينده" (مهدی ايزدی، مدير کل اداره بنياد شهيد و امور ايثارگران استان البرز، مهر، ۹ بهمن ۱۳۹۰) از نمودهای بارز فروپاشی اخلاقی در جامعهی ايران است.
اين تنديس از نگاه مقامات جمهوری اسلامی با اين انگيزه نصب می شود که "نسل جديد و نسل های آينده اين مرز و بوم بايد اهداف، آرمانها و شخصيت های فردی و اجتماعی اسطوره ها و ايثارگران ايران اسلامی را بشناسند و آنها را الگوی گفتار و کردار خود دهند." (همانجا) در جامعهای که اسطورههای معرفی شده به آن حمله کنندگان به مردم در خيابانها و ناسزاگويان و قداره بندان باشند جايی برای اصول اخلاقی در حوزهی عمومی باقی نمی ماند.
وقتی اعضای انصار حزب الله الگوی رفتاری جوانان باشند، آنها هيچ اصل اخلاقی را رعايت نخواهند کرد. بر اساس يک پژوهش انجام گرفته که يافتههای آن در "همايش ملی آسيب شناسی مسائل جوانان" ارايه شد، ۶۰ درصد دانشجويان مورد پرسش اظهار داشتند که به روشهای مختلف تقلب می کنند. (خبر گزاری مهر، ۵ ارديبهشت ۱۳۸۷)
از وجوه ديگر انحطاط اخلاقی در جامعهی ايران شوهر دادن دختران زير پانزده سال است. در سال ۸۵، ۳۳هزار و ۳۸۳ دختر زير ۱۵ سال ازدواج کردهاند که اين رقم در سال ۸۶ به ۳۵هزار و ۹۳۱ مورد، در سال ۸۷ به ۳۷ هزار و ۹۹۶ مورد و در سال گذشته به ۴۳ هزار و ۴۵۹ مورد رسيده است. آمار ازدواج دختران زير ۱۵ سال در خلال اين سالها نسبت به آمار کل ازدواجها افزايش ۴۵ درصدی داشته است. (فرشيد يزدانی، عضو انجمن دفاع از حقوق کودکان، ايسنا، ۲۰ اسفند ۱۳۹۰)
در همين جامعه اندکی آرايش دختران جوان يا بيرون بودن موی آنها از زير روسری يا تنگی مانتوها به عنوان انحطاط اخلاقی معرفی می شود. نيروی انتظامی برای تحکيم اخلاق در جامعه فروش عروسکهای باربی را ممنوع می کند و دستور جمع آوری آنها را از مغازه ها می دهد (تابناک، ۲۶ دی ۱۳۹۰) اما خيابانهای شهرهای بزرگ به محلی برای عرضهی تن فروشانی با سنين پايين تبديل شده است.
بنا به گزارش ارائه شده در همايش اسلام و آسيبهای اجتماعی در تهران، ۱۱درصد روسپيان تهران با اطلاع همسرانشان دست به روسپيگری می زنند. در دهه ۶۰ و ۷۰ سن روسپيگری بالای ۳۰ سال بود اما در دههی هشتاد سن روسپيگری به ۱۵ سال و بالاتر رسيده است (آفتاب، ۱۸ تير ۱۳۸۷).
سهشنبه ۲۰ مارس ۲۰۱۲
دوشنبه ۲۷ فوریهٔ ۲۰۱۲
اصغر فرهادی که فیلم او به عنوان نخستین فیلم ایرانی در دو رشته در اسکار امسال نامزد دریافت جایزه بود، جایزه بهترین فیلم خارجی را از دستان سندرا بولاک دریافت کرد.
پیمان معادی، محمود کلاری، لیلا حاتمی و سارینا فرهادی اصغر فرهادی را در مراسم هشتاد و چهارمین دوره اسکار همراهی کردند.
آقای فرهادی به هنگام دریافت این جایزه، سخنانش را با سلام به «مردم خوب» سرزمینش آغاز کرد و گفت که «ایرانی های زیادی در سراسر جهان در حال تماشاى این لحظهاند و تصور می کنم که خوشحالند. نه فقط به خاطر یک جایزه مهم، یک فیلم یا یک فیلمساز. آنها خوشحالاند چون در روزهایى که میان سیاستمداران حرف از جنگ، تهدید، و خشونت تبادل می شود، نام کشورشان ایران از دریچه باشکوه فرهنگ به زبان مىآید. فرهنگى غنى و کهن که زیر غبار سیاست پنهان مانده است.»
آقای فرهادی افزود که «من با افتخار این جایزه را به مردم سرزمینم تقدیم مىکنم. مردمى که به همه فرهنگها و تمدنها احترام مىگذارند و از دشمنى و کینه بیزارند.»
فیلم جدایی نادر از سیمین امسال بخت آن را داشت که اسکار دیگری را هم در رشته بهترین فیلنامه غیراقتباسی برای سینمای ایران به ارمغان آورد.
با این حال در میان رقیبان قدرتمندی که برای کسب این جایزه صف کشیده بودند، وودی آلن برای فیلم نیمه شب در پاریس جایزه خود را از دستان آنجلینا جولی دریافت کرد.
آنجلینا جولی همچنین اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی را به فیلمنامه نویسان فیلم اولاد اهدا کرد.
جمعه ۲۴ فوریهٔ ۲۰۱۲
شورای هماهنگی راه سبز خواستار خانه ماندن مردم در روز انتخابات مجلس شد
اين شورا که می گويد مخالفان دولت محمود احمدی نژاد و هواداران جنبش سبز را نمايندگی می کند در بيانيه خود همچنين از مردم ايران خواسته که يک روز قبل از انتخابات- ۱۱ اسفندماه- «با حضور گسترده و پرشور در اماکن عمومی (مراکز خريد، ميادين و پارک ها) به ويژه در فاصله ساعت های چهار تا شش بعد از ظهر برای آگاهی دادن به دوستان در مورد انتخابات نمايشی» مجلس حضور پيدا کنند.
اين شورا، نظام جمهوری اسلامی را بی اعتقاد به «جمهوريت و اسلاميت» دانسته و گفته است: «امروز کسانی مردم را به شرکت در انتخابات دعوت می کنند که ذره ای برای رای مردم ارزش قائل نيستند و در پی آن هستند تا در اولين فرصت، بقايای نشانه های جمهوريت و مردم سالاری را بزدايند و با خاطری آسوده، انتصابی شدن همه مناصب را اعلام کنند.»
انتخابات مجلس شورای اسلامی در حالی قرار است ۹ روز ديگر در سراسر ايران برگزار شود که بسياری از گروه های اصلاح طلب و مخالفان حکومت جمهوری اسلامی ايران شرکت در آن را تحريم کرده اند.
رقابت اصلی در اين انتخابات ميان گروه های اصولگرايی است که هوادار آيت الله خامنه ای و محمود احمدی نژاد هستند.
شورای هماهنگی راه سبز اميد در بخش ديگری از بيانيه خود تصريح کرده است: « اين روزها مردم از خود می پرسند مگر مجلس کنونی چه تغييری در زندگی شان بوجود آورده که حالا با شور و شوق در انتخابات مجلس آينده شرکت کنند؟ برای چه بايد در انتخاب مجلسی که قوانين مصوبه آن مورد بی اعتنايی مجريان قانون و حتی گاه خود قانونگذاران قرار می گيرد، و نقش نظارتی اش بر دستگاه های اجرايی کشور با يک تماس تلفنی از مراکز قدرت تعطيل می شود، مشارکت کنند؟»
اين تشکل سياسی که مقر آن در خارج از کشور است، می افزايد: «دستگاه های تبليغاتی اقتدارگرايان سعی می کنند با انتقال نقطه ثقل مشکلات کشور از داخل به خارج، احساسات ميهن دوستانه ايرانيان را برانگيزند تا از اين راه، بر نابسامانی های عديده اقتصادی، اجتماعی و سياسی که مسبب آن هستند سرپوش گذارند و از پاسخگويی به مردم فرار کنند.»
بر اساس بيانيه شورای هماهنگی راه سبز اميد، « گردانندگان نمايش انتخاباتی می خواهند اين بار هم از حربه های تبليغاتی نخ نمايشان استفاده کنند و با تبليغات گسترده در باره خطراتی که کشور را تهديد می کند، بحران سازی و بحران نمايی کنند و از مردم بخواهند برای مقابله با آن بحران ها به پای صندوق های رای بيايند.»
اين شورا گفته است: «شگفتا که کسانی که انقلاب را از محتوا و اصالت آن تهی کردهاند امروز برای ترغيب شرکت مردم در انتخابات به انقلاب و چهره های بارز آن متوسل می شوند! شرکت در انتخاباتی نمايشی که باعث ترغيب حاکميت استبداد به ادامه سياستهای ضد ملی و ضد مردمی منجر و به تثبيت استبداد بينجامد، در واقع نه تنها وظيفهای انقلابی نيست بلکه مغاير با آرمانهای ملت در انقلاب اسلامی سال ۵۷ است.»
در اين بيانيه خطاب به «فرماندهان دستگاه سرکوب» گفته شده است: «مگر شما با سرکوب مردم معترضی که تنها و تنها به دنبال رای گم شده و مصادره شده شان بودند، شهادت ده ها تن از جوانانی که هر يک سرمايه ای برای آينده اين کشور بودند، دستگيری صدها نفر که جز پاسداشت از جمهوريت نظام دغدغه ای نداشتند، حبس خانگی چهره های تابناک دوران مبارزه و جنگ تحميلی، سانسور مطبوعات و تعطيلی احزاب سياسی نمی خواستيد سکوت گورستانی بر کشور حاکم شود؟ اينک مردم می خواهند نتايج اين سکوت گورستانی را به نمايش بگذارند.»
شورای هماهنگی راه سبز اميد می گويد: «در گورستان، کسی جشن نمی گيرد، حتی برای دلخوشی شما! اگر می خواهيد به قول خودتان تنور انتخابات را گرم کنيد، مانند انتخابات سال ۸۸ ارقام را دستکاری کنيد، به صدا و سيمای غيرملی سفارش بدهيد از همين حالا گزارش های تفصيلی از استان های مختلف تهيه کند و صف های انتظار را طولانی تر از هميشه نشان دهد، فردای روز رأی گيری ميزان مشارکت را بی سابقه توصيف کنيد و برای يکديگر پيام های تبريک ارسال کنيد، اما گناه اين مردم چيست که نمی خواهند هيزم آن تنور باشند؟»
مقام های جمهوری اسلامی ايران در هفته های اخير خواستار «حضور پرشور» مردم ايران در انتخابات شده اند.
يحيی رحيم صفوی، دستيار نظامی آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، روز اول اسفندماه گفت: «خواهشم از همه کسانی که صدای من را می شنوند اين است که در انتخابات پيش روی مجلس يک حضور سرنوشت ساز داشته باشند.»
برخی از رهبران ايران از جمله آيت الله خامنه ای پيش بينی کرده اند که حضور مردم در اين انتخابات بسيار پرشور خواهد بود. وی روز نوزدهم دی ماه گفته بود: «من پيش بينی می کنم که به لطف و فضل الهی، حضور مردم در اين انتخابات دشمن شکن خواهد بود.»
مخالفان می گويند که شرايط لازم برای برگزاری انتخابات آزاد و سالم در ايران فراهم نيست و گروه های عمده اصلاح طلب نيز از برآورده نشدن شرايط محمد خاتمی، رييس جمهوری پيشين ايران، به عنوان دليلی برای شرکت نکردن در انتخابات نام برده اند.
آقای خاتمی در يکسال گذشته بارها گفته بود که بايد شرايط يک انتخابات سالم و آزاد در کشور فراهم شود، به حصر خانگی رهبران جنبش سبز- ميرحسين موسوی و مهدی کروبی- پايان داده شود، زندانيان سياسی آزاد شوند و مطبوعات و احزاب سياسی اجازه فعاليت آزادانه داشته باشند.
اصولگرايان و رسانه های وابسته به آنها اين شرايط را رد کرده اند.
چهارشنبه ۲۲ فوریهٔ ۲۰۱۲
میرحسین موسوی : بر مواضع خود ایستادهام
وبسایت خبری کلمه روز چهارشنبه، سوم اسفندماه، از گفتوگوی تلفنی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با فرزندانشان «در سالگرد حبس خانگی» این دو خبر داده است. آقای موسوی در این گفتوگو تاکید کرده است که همچنان «بر مواضع» پیشین خود ایستاده است.
روز ۲۵ بهمنماه گذشته یک سال از حصر و حبس خانگی میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو رهبر جنبش سبز، به همراه همسر آقای موسوی به دنبال تقاضای آنها برای مجوز راهپیمایی در روز ۲۵ بهمن سال ۱۳۸۹ گذشت.
در این مدت یک سال، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد تنها دیدارها و گفتوگوهایی انگشتشمار با فرزندان و نزدیکان خود داشتهاند، و همین باعث ابراز نگرانی فرزندان آنها و برخی از نزدیکانشان شده است.
به گزارش وبسایت کلمه، آقای موسوی در تازهترین گفتوگوی خود با فرزندانش که تلفنی انجام شده با تاکید بر تداوم حبس خود گفته است که «هیچ چیز عوض نشده» و او همچنان «بر سر مواضع پیشین خود» ایستاده است.
آقای موسوی در این گفتوگو همچنین خبر داده است که ممکن است «به دلایلی» همین ارتباط مختصر و «چند ماه یک بار» با فرزندانشان هم قطع شود.
او اما به این دلایل مشخصا اشاره نکرده است.
به گزارش کلمه، زهرا رهنورد نیز بهرغم اخباری که در گذشته از بیماری او حکایت داشت در این گفتوگوی تلفنی «روحیهای قوی» داشته، اما او نیز بدون توضیح گفته است: «به دلایلی که خودتان خواهید فهمید، ما مدتها امکان صحبت با یکدیگر نداشتهایم.»
در دیماه گذشته خبری منتشر شد حاکی از این که زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی، دچار مشکلات جسمانی شده و این امر نگرانی خانواده و اطرافیان وی را برانگیخته است.
آن طور که وبسایت کلمه میگوید، به دنبال تماس تلفنی اخیر فشاری که از مدتها پیش بر فرزندان این دو رهبر جنبش سبز وجود داشته افزایش یافته است.
این وبسایت خبری نزدیک به آقای موسوی روز ۲۰ بهمنماه گذشته خبر داد که ماموران امنیتی فرزندان آقای موسوی را تهدید به بازداشت کرده و یکی از آنها نیز از تدریس در دانشگاه الزهرا منع شده است.
احتمالا نامه مشترک فرزندان میرحسین موسوی و مهدی کروبی در ۱۸ بهمنماه نیز در این افزایش فشارها بر آنها نقش داشته است.
به گزارش کلمه، در بازجویی دختران موسوی و رهنورد گفته شده است که فشارها بر آنها به دلیل پافشاری والدینشان بر مواضع خود است.
چهارشنبه ۸ فوریهٔ ۲۰۱۲
رئیس جمهور اسرائیل خطاب به مردم ایران: "ما دشمن یکدیگر زاده نشده ایم و مجبور نیستیم در دشمنی با هم زندگی کنیم".

یکشنبه ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۱۲
حکم اعدام سعید ملکپور، 'توسط دیوان عالی کشور تائید شد'
شنبه ۲۶ فوریهٔ ۲۰۱۱
عکسها و فیلم تظاهرات 25 بهمن جلوی سفارت ایران در هلند
تاریخ برگزاری 14 -02-2011
http://www.youtube.com/watch?v=aUuXRAbZdLc&feature=player_embedded
پنجشنبه ۲۴ فوریهٔ ۲۰۱۱
چیزهایی که جنبش سبز نفهمید!
احسان گرمسیر
جمعه ۴ فوریهٔ ۲۰۱۱
مصر؛ فرصتی برای حکومت ؟، یا برای مردم ایران؟
مشاهده صحنه های مبارزات مردم مصر برای مردمی که چشم و گوششان به اخبار درگیری ها و دستگیری های هر روزه ی حاکم بر فضای ایران و جنبش سبز عادت کرده بود، یادآور حس و حال روزهای پس از انتصابات ریاست جمهوری و تلاش نافرجام برای سرنگون کردن دیکتاتوری حاکم بر کشورشان بوده است.
اما، آنچه همه را انگشت بر دهان گذاشته؛ سنگ پای جمهوری اسلامی ست، که از حق و حقوق مردم برای تظاهرات آزاد و آزادی بیان و برقراری حکومت دلخواهشان در مصر داد سخن می دهد. در حالی که خود را ملزم به هیچیک از موارد فوق در قبال ایران و ایرانی نمی دانسته است.
البته بس واضح است که حکومت چه هدفی را در پس این ژستها دنبال میکند. نخست اینکه؛ سران رژیم نمی توانند شادی خویش را از به خاک افتادن دشمنان قدیمی و احتمال قدرت گرفتن گروه های اسلام گرای همسو در مصر پنهان نگاه دارند. ولی دلیل آشکار آن، ترسشان از فیل مردم ایران است که دوباره یاد هندوستان نکند و روز از نو... .
این فقط کشورهای عرب منطقه نیستند که در هراس سرایت موج دموکراسی خواهی و ضد دیکتاتوری مردمشان به سر می برند. آنچه حاکمان ایران را بیش از سایرین نگران میکند؛ الهام بخش اصلی و سر منشاء امواج دموکراسی خواهی در خاورمیانه، یعنی جنبش مبارز مردم ایران است.
تبلیغات تمام عیار رژیم برای اسلامی جلوه دادن انقلاب مصری ها توسط صدا وسیما یا سخنان و خطبه های به زبان عربی آخوند خامنه ای در نماز جمعه تهران، نشان از تلاش بی ثمر آنها برای جا انداختن این استدلال است؛ که ما و راه ما آنچنان بر حق بوده است که ملل دیگر منطقه هم دنباله روی ما هستند. و اینهمه در حالیست که ایشان جانمازشان را جم نکرده بودند که تو دهنی های گروه های مصری یکی پس از دیگری بر دهان حضرت آقا فرود آمد. حتی اخوان المسلمین در بیانیه ای بر اسلامی نبودن انقلاب مصر تاکید کرد.
پس با این اوصاف، شکی باقی نمی ماند که -صرف نظر از اینکه چه نوع حکومتی در مصر روی کار خواهد آمد- تحولات مصر و تلاش مردمش برای سرنگون کردن یک دیکتاتوری سی ساله، فرصتی ست طلایی برای مبارزین ایرانی که با انرژی حاصل ازمشاهده پیروزی یک ملت در مقابل دیکتاتوری، به تجدید قوا و در عین حال تجزیه و تحلیل کمی ها و کاستی هایی بپردازند که در ناکامی آنها دخیل بوده اند.
از جمله این اشتباهات، می توان به ترتیب دادن اعتراضات و تظاهرات مناسبتی بر اساس تقویم دولتی اشاره کرد که در عمل فرصت تجدید قوا و دستگیری و سرکوب هر چه بیشتر را برای حکومت فراهم میکرد. در حالی که درمورد مصر یا تونس آنچه منجر به پیروزی شد، ایستادگی مستمر وبی وقفه مردم بود. به صورتی که هرگونه فرصت نفس کشیدن را از حکومتهایشان گرفت.
البته دلایل زیادی را میتوان برای ناکامی( یا عقب نشینی موقت) جنبش ایران متصور بود. ولی چیزی که بدیهی ست؛ اینست که اگر امروز برای عیب یابی و اصلاح نواقص اقدام و در عین حال به فکر برنامه ریزی و چاره اندیشی برای حوادث پیش رو نباشیم، دوباره مرتکب یک لشکر کشی بی برنامه و بی هدف خواهیم شد.
(امیدوارم که مقاله بعدی را پیرامون چاره اندیشی و برنامه ریزی قبل از بحران بنویسم)
احسان گرمسیر
سهشنبه ۷ دسامبر ۲۰۱۰
چرا دوباره وبلاگ!
زمانی که وبلاگ نویسیم را شروع کردم، فکر میکردم؛ در میان گذاشتن افکار و باورهایم با مردم داخل کشور یا - مثل هر رسانه مخالف دیگری - مطرح کردن موضوعاتی که داخل ایران، خارج از خطوط قرمز حکومت قرار دارند، می تواند به انفجاری نهایی منجر شود که این آخوندها و حکومتشان را برای همیشه به درک پرتاب کند.
با شروع جریان انتخابات ریاست جمهوری این حس قوت گرفت و ما(منو وبلاگ) هم، گام به گام با سایر مردم همراه شدیم به پیش رفتیم، اوج قصه - در جریان پس از انتخابات - حتی تا آستانه پیروزی هم رفتیم، ولی صد افسوس که گام آخر- به هر دلیلی - برداشته نشد.
و من هم روز به روز سرد تر و سرد تر شدم تا جایی که احساس کردم ؛ درد ما دیگر آگاه سازی و اطلاع رسانی نیست.
احساس میکردم که همگی شدیم؛ گوینده و مفسر. صدها و هزاران وبلاگ نویس و معتاد فیسبوکی به کنار، سیاسیون صاحب نام و نشان و تلویزیون برو هم فقط ذکر مصیبت میکنند و بس. درحالی که وقت، وقت عمل بود و راهکار و نقشه و برنامه!.
اوضاع به همین منوال بود تا دیروز که خبر دستگیری علی خدابخش، سرمایه گذار روزنامه شرق را دیدم. کسی که همیشه از خودم می پرسیدم؛ چرا او را هیچ وقت دستگیر نمی کنند؟! کسی که-به قول خودش- با اکبر گنجی کافه گلاسه میخورد و دفتر کارش پاتوق آدمهایی مثل عمادالدین باقی ، محمد قوچانی و احمد قابل گرفته تا پسر آقای منتظری و بهزاد نبوی و خیلی های دیگرهم بود. و به عنوان تدارکاتچی و حامی در تمامی جریان های اصلاح طلب ، پشت پرده فعال بود!، ولی دستگیر نمی شد.
طی دوسالی که از نزدیک با او در ارتباط بودم ، بطور مداوم تحت نظر وزارت اطلاعات بود، ولی دستگیر نشد. این موضوع همیشه برایم سوال برانگیز بود تا جایی که بعضی وقتها خیال میکردم؛ این بابا خودش ممکنه یک اطلاعاتی و نفوذی توی جریان اصلاحات باشه!. البته آدم بسیار محتاطی بود، به قول عمادالدین باقی که که میگفت؛ "خوبی خدابخش اینه که جایی نمی خوابه که آب زیرش بره". حالا می بینم که این سیل سرکوب هر کسی را می تواند با خودش ببرد.
این خبر تلنگری بود برای من تا خفقان حاکم بر فضای ایران را بهتر حس کنم. این درست که این همه تلاش و هزینه طی مبارزات اخیر به نتیجه قطعی نرسید، ولی ما هنوز هم فرصت داریم. به بیان بهتر میشود گفت؛ فاصله امروز ما تا سرنگونی این رژیم خیلی کمتر از آن چیزیست که قبل از این اعتراضات بود.
پس تصمیم گرفتم که دوباره شروع کنم. نظرم را خواهم گفت، ولی به عنوان یک عضو کوچک از جامعه ایرانی پیشنهاداتی هم دارم که امیدوارم مفید واقع شوند .
احسان گرمسیر
چهارشنبه ۱۶ دسامبر ۲۰۰۹
جمعه ۱۱ دسامبر ۲۰۰۹
شکاف بین نیروهای نظامی رژیم
گروهی از فرماندهان و پرسنل نيروی هوايی و نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی بيانيهی مهمی انتشار دادند:
به گزارش خبرنامه امیرکبیر متن این بیانیه بدین شرح است:
به نام يزدان پاک"ارتش پناه ملت"درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از اين آب وخاک دفاع می کرديم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حيثيت وجان و مال ملت ايران بوديم. ارزش کشورهم به دليل ارزش ملت ايران است. سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ايران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می کرديم هرگزگمان نمی برديم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند.ارتش خود را پناه ملت می داند و هيچ گاه به خواست سياستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسياست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نيز ساکت بنشيند. به همين دليل به آن دسته از تحميل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ايران درازکرده اند و بيش ازهمه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده اند، شديدا اخطارمی کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ايران در مقابل هر متجاوزی تا آخرين قطره خون خود دفاع خواهد کرد.گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپيمايی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران ( هوانيروز)جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهانگروهی ازخلبانان وهمافران نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)دانشگاه شهيد ستاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتيبانی نزاجاجمعی ازاساتيد ومسئولين دانشگاه افسری امام علی(ع)جمعی ازپرسنل ومسئولين ستاد فرماندهی کل ارتش
یکشنبه ۲۹ نوامبر ۲۰۰۹
شنبه ۲۸ نوامبر ۲۰۰۹
امکان بررسی خروج ايران از آژانس توسط مجلس
اتاق فکر فیلتر شد
پنجشنبه ۲۶ نوامبر ۲۰۰۹
واشنگتن پست : پاسداران در مثلت قدرت در ايران از رئيس جمهوری و رهبر ارشد قوی تر ميشوند
مازیار بهاری می نويسد در مثلث قدرت در ايران، شامل پاسداران، خامنه ای و احمدی نژاد، پاسداران از رئيس جمهوری و رهبر ارشد قوی تر ميشوند. بعضی از پاسداران به دلايل مذهبی خود را وقف خامنه ای کرده اند، اما بسياری از آنان از موقعيت او به عنوان يک رهبر مذهبی برای مشروعيت بخشيدن به اقدامات خود استفاده ميکنند. آنها از احمدی نژاد، پاسدار سابق نيز، برای تقويت قدرت سياسی خود بهره می برند. پاسداران اسلحه و پول دارند. آنها بزرگترين مقاطعه کاران صنتعتی در ايران هستند. آنها در تمامی منطقه، و در غرب، شرکت های عامل دارند، و در قاچاق اجناس به داخل و خارج ايران درگيرند. آنها فقط به خامنه ای جوابگو هستند.
مازيار بهاری به اين سئوال که آيا غرب، و بخصوص آمريکا می تواند با اين افراد تماس و گفتگو داشته باشد؟ پاسخ مثبت ميدهد، و دليل آن را هم فقدان گزينه ای ديگر ميداند. و سپس می نويسد غرب بايد با ايران در مورد برنامه اتمی اش، و در باره ثبات در عراق و افغانستان گفتگو کند. صحبت نکردن با تهران کار سازنيست.
مازيار بهاری می نويسد من دقيقا نميدانم چرا آزاد شدم، اما می توانم حدس بزنم. بيش از چهارماه دوستان و همکارانم در نيوزويک، و جاهای ديگر، در صحنه های علنی و خصوصی، برای آزادی من تلاشی گسترده داشتند. همزمان با حضور ايران در ژنو برای مذاکره درباره برنامه اتمی شرايط و وضعيت من نيز در زندان شروع به بهتر شدن کرد. بعدا يکی از مقامات ايران به من گفت در زندان بيشتر به يک عامل دردسر مبدل شده بودم تا موجبی برای منفعت. دست کم بعضی از عوامل رژيم محاسباتی چنين مستدل دارند.










