چهارشنبه ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹

اسلام ناب

به یاد دارم -زمانی در ایران- وقتی با بعضی از دوستان راجع به نقش مخرب اسلام در بدبختی های ایران و ایرانی ها بحث میکردم، هنوز بودند کسانی که مابین اسلام ناب و اعمال حکومت فعلی ایران تمایز قائل بودند!.
بقول یکی از دوستان ؛" انقلاب اسلامی سال 57 اگر هزاران ضرر برای این مردم داشت، یک حسن هم داشت. باعث شد تا مردم ایران  ماهیت زشت و پلید این دین و اربابان دین (آخوندها) را بخوبی بشناسند ".
ولی هنوز هم هستند کسانی که به این واقعیت آگاه نشدند. امروز که در یکی از حساس ترین و سرنوشت سازترین دوران تاریخ ایران بسر میبریم، وقتش رسیده که تا پرده پوشی را کنار بگذاریم .
اما همین شرایط حساس بهانه ای به دست فرهنگ سانسورچی ما داده تا به نام مصلحت و مناسب نبودن زمان از بحث در این مورد جلوگیری شود.
افرادی که مدعی هستند ؛ "فراتر رفتن از حد و مرزی که آقایان اصلاح طلب برای جنبش سبز متصورند، دست رژیم را در سرکوب بازتر میکند. " باید بدانند که این رژیم برای سرکوب و کشتار به دلیل نیاز نداشته و ندارد، چرا که الله ایشان تمامی دستورات را پیشاپیش صادر کرده!.
از ابتدا هم مردمی که در انتخابات اخیر به آقایان موسوی و کروبی رای دادند، خواهان به قدرت رسیدن گروه های اصلاح طلب برای نمایش ناتوانی هایشان در اطلاح این حکومت نبودند! . بلکه به قدرت رسیدن آنها را فرصتی برای تغییر تدریجی اصل این حکومت می دانستد.
زمان آن فرارسیده تا رهبران جنبش سبز با خواسته اصلی هواداران خود که همان تغییر بنیادین حکومت است صادقانه برخورد کنند. ماه ها سرکوب و جنایت و تجاوز به مرور زمان مردم را خسته خواهد کرد. همانطور که شاهد کمرنگ شدن حضور مردم هم بوده ایم. بی شک ، سرکوب وجنایات  بی رحمانه رژیم یکی از دلایل آن است. ولی نادیده گرفته شدن طیف بزرگی از مخالفان حکومت که معتقد به یکسره کردن کار(نابودی این رژیم و پایان دادن به نقش دین در سیاست) هستند و سکوت در برابر خواست آنها از جانب رهبران جنبش سبز یکی از اصلی ترین دلایل ناکام ماندن مبارزات تا به امروز بوده است.
همچنین زمان پایان دادن به سکوت برای کسانی که همچون من با اصل دین اسلام مخالفند نیز فرا رسیده است. چرا ما باید بر ریشه های اصلی این فاجعه چشم بپوشیم؟!!
مگر این بسیجی هایی که امروز توی خیابان نداها و سهراب ها را میکشند از کره مریخ آمده اند؟! غیر از این است که آنها هم بخشی از همین ملت اند!. با این تفاوت که چون بردگانی سحر شده فرامین اربابان دینی خود را به اجرا می گذارند و خون و قربانی به خداوندشان تقدیم میکنند.
اتفاقا آنها کاملا اسلامی رفتار میکنند. اسلام ناب محمدی از صدر اسلام همین راه را پیموده است. مگر نه اینکه آنها هم مثل محمد مخالفین خود را به تیغ شمشیر میسپارند و طبق قوانین دینی عمل میکنند که حکم به کشتار و سنگسار میدهد؟! وقتی مخالفین سیاسی را در زندانها مورد تجاوز قرار میدهند هم ، همان کاری را تکرار میکنند که سپاه اسلام از بدو ورودش به ایران با این مردم کرد.
به چپاول بردن ثروت و دارائی این ملت برای تحقق امیال شخصی و اهداف ایدئولوژیکشان همان راهیست که اولین مسلمانان تاریخ با لشکر کشی به ایران و غارت آن پیمودند.
جداسازی زنان و مردان این سرزمین - و تاثیرات منفی آن بر خانواده که اصلی ترین رکن جامعه محسوب میشود- قانون مختص جمهوری اسلامی نیست .بلکه از قلب سیاه دین بیرون آمده. انکار زشتی های اسلام ،آنهم در شرایطی که بسیاری از آنها در قرآن تصریح شده، هیچ کمکی به ترکیب ناموفق اسلام و دموکراسی که مد نظر اطلاح طلبان است نخواهد کرد. تنها راه حل موجود کنار گذاشتن دین از عرصه سیاست و جامعه ایران است.
دخترکان و پسرکانی که به خاطر دفاع از ابتدائی ترین حقوق انسانی خود یعنی انتخاب لباسی که بر تن میکنند یا غذائی که میخورند به زیر ضربه شلاق اسلامی میروند و مردمی که برای دفاع از رای خود پا در خیابان میگذارند روانه کهریزک و قبرستان میشوند. همه و همه بخوبی منشاء این ظلم را می دانند.
اصلا این مردم در سال 57 با طناب اسلام وارد این سیاه چاله شدند. پس چطور میشود منکر نقش اسلام در سیاه روزی ایران و ایرانی بود!؟!
احسان گرمسیر