جمعه ۴ فوریهٔ ۲۰۱۱

مصر؛ فرصتی برای حکومت ؟، یا برای مردم ایران؟

تحولات هفته های اخیر در تونس و پس از آن مصر، هم حکومت و هم مردم ایران را از خوابی زمستانی بیدار کرد. خوابی که در پی یک دوران نسبتا طولانی از بحران، سرکوب شدید و پس از آن ترس و ناامیدی- وشایدهم بلاتکلیفی- در جنبش مبارزات مردم، و از طرف دیگر تمایل( نسبی) به آرامش و ثبات - به جهت در اختیار گرفتن کنترل اوضاع- از طرف حکومت، حاصل شده بود.
مشاهده صحنه های مبارزات مردم مصر برای مردمی که چشم و گوششان به اخبار درگیری ها و دستگیری های هر روزه ی حاکم بر فضای ایران و جنبش سبز عادت کرده بود، یادآور حس و حال روزهای پس از انتصابات ریاست جمهوری و تلاش نافرجام برای سرنگون کردن دیکتاتوری حاکم بر کشورشان بوده است.
اما، آنچه همه را انگشت بر دهان گذاشته؛ سنگ پای جمهوری اسلامی ست، که از حق و حقوق مردم برای تظاهرات آزاد و آزادی بیان و برقراری حکومت دلخواهشان در مصر داد سخن می دهد. در حالی که خود را ملزم به هیچیک از موارد فوق در قبال ایران و ایرانی نمی دانسته است.
البته بس واضح است که حکومت چه هدفی را در پس این ژستها دنبال میکند. نخست اینکه؛ سران رژیم نمی توانند شادی خویش را از به خاک افتادن دشمنان قدیمی و احتمال قدرت گرفتن گروه های اسلام گرای همسو در مصر پنهان نگاه دارند. ولی دلیل آشکار آن، ترسشان از فیل مردم ایران است که دوباره یاد هندوستان نکند و روز از نو... .
این فقط کشورهای عرب منطقه نیستند که در هراس سرایت موج دموکراسی خواهی و ضد دیکتاتوری مردمشان به سر می برند. آنچه حاکمان ایران را بیش از سایرین نگران میکند؛ الهام بخش اصلی و سر منشاء امواج دموکراسی خواهی در خاورمیانه، یعنی جنبش مبارز مردم ایران است.
تبلیغات تمام عیار رژیم برای اسلامی جلوه دادن انقلاب مصری ها توسط صدا وسیما یا سخنان و خطبه های به زبان عربی آخوند خامنه ای در نماز جمعه تهران، نشان از تلاش بی ثمر آنها برای جا انداختن این استدلال است؛ که ما و راه ما آنچنان بر حق بوده است که ملل دیگر منطقه هم دنباله روی ما هستند. و اینهمه در حالیست که ایشان جانمازشان را جم نکرده بودند که تو دهنی های گروه های مصری یکی پس از دیگری بر دهان حضرت آقا فرود آمد. حتی اخوان المسلمین در بیانیه ای بر اسلامی نبودن انقلاب مصر تاکید کرد.
پس با این اوصاف، شکی باقی نمی ماند که -صرف نظر از اینکه چه نوع حکومتی در مصر روی کار خواهد آمد- تحولات مصر و تلاش مردمش برای سرنگون کردن یک دیکتاتوری سی ساله، فرصتی ست طلایی برای مبارزین ایرانی که با انرژی حاصل ازمشاهده پیروزی یک ملت در مقابل دیکتاتوری، به تجدید قوا و در عین حال تجزیه و تحلیل کمی ها و کاستی هایی بپردازند که در ناکامی آنها دخیل بوده اند.
از جمله این اشتباهات، می توان به ترتیب دادن اعتراضات و تظاهرات مناسبتی بر اساس تقویم دولتی اشاره کرد که در عمل فرصت تجدید قوا و دستگیری و سرکوب هر چه بیشتر را برای حکومت فراهم میکرد. در حالی که درمورد مصر یا تونس آنچه منجر به پیروزی شد، ایستادگی مستمر وبی وقفه مردم بود. به صورتی که هرگونه فرصت نفس کشیدن را از حکومتهایشان گرفت.
البته دلایل زیادی را میتوان برای ناکامی( یا عقب نشینی موقت) جنبش ایران متصور بود. ولی چیزی که بدیهی ست؛ اینست که اگر امروز برای عیب یابی و اصلاح نواقص اقدام و در عین حال به فکر برنامه ریزی و چاره اندیشی برای حوادث پیش رو نباشیم، دوباره مرتکب یک لشکر کشی بی برنامه و بی هدف خواهیم شد.
(امیدوارم که مقاله بعدی را پیرامون چاره اندیشی و برنامه ریزی قبل از بحران بنویسم)

احسان گرمسیر