پنجشنبه ۲۴ فوریهٔ ۲۰۱۱

چیزهایی که جنبش سبز نفهمید!

بیست و پنجم بهمن، به لطف مردم مصر و تونس ، جنبش از خواب بیدار شد. انگار مردم حس کردند؛ تا چند وقت دیگه توی شاخ آفریقا هم به ما میخندند و مگن ؛" اینها هنوز توی غار زندگی میکنند" . به هر صورت، خوشبختانه، امید دوباره به اردوی مبارزین بازگشت. یکم اسفند هم میگیم بد نبود، حالا... . چند روزیست که منتظر اعلام برنامه مبارزاتیم. یکی میگه دهم اسفند، یکی میگه یازدهم، بعضی ها میگفتند باشه دیگه چهارشنبه سوری!! آخرین خبر هم این بود که قرار شده سه شنبه به سه شنبه!!! میخواین اصلا یک قراری بگذاریم پنج شنبه شبها دربند، یک قلیونی میکشیم، دوتا شعاری هم میدیم!! . مثل اینکه هیچکس به این موضوع فکر نکرده که؛ اگر قرار بود سیستمی که بعد از انتخابات عمل کردیم نتیجه بده، خوب همون پارسال نتیجه میداد!!! مثل اینکه بعضی از دوستان هنوز متوجه نشدند که؛ سد علی با این "روشن فکر بازی ها" اهل عقب نشینی نیست. باور نمی کنید؟ یک نگاهی به اسناد ویکی لیکس بندازید. بله، همان اسنادی که در دامن زدن به خشم مردم منطقه بر علیه حکامشان نقش نادیده ولی بسزایی داشت. در یکی از این اسناد در مورد خصوصیات فکری واخلاقی خامنه ای آمده: " او از عقب نشینی شاه در مقابل مخالفانش درس گرفته و عقب نشینی را نشانه ضعف میداند". البته نیازی نبود سند ببینیم تا به این موضوع واقف شویم، آقا خوب نشان داده که مرغ یک پا داره. خوب، درست هم فکر میکند البته. کافیست یک قدم عقب بگذارد تا با مغز بخورد زمین. اصلا این اخلاق و مرام تمام دیکتاتورهاست. آنها علیرغم ظاهر استوارشان، در واقع لب پرتگاه ایستاده اند و فضایی برای عقب نشینی پشت سر خود ندارند. پس تا آخرین حد توانشان خواهند ایستاد. با این شرایط، جدی میتونم بگم؛ دوستان متوجه نشدند... که مبارزه با همچین رژیم های دیکتاتوری، نمی تواند مثل "سریال اوشین" هزار قسمتی باشد، آنهم هفته ای یک بار!!!. سندش هم عین روز جلوی چشم ماست، ولی کو گوش شنوا! همین انقلابهای سوسمارخورهای منطقه نشان داد که؛ سرنگون کردن دیکتاتوری- پس از به اوج رسیدن فهم اعتراضی مردم- در یک دوران حد اکثر چند هفته ای مقاومت و پایمردی(بدون سکته!) تا حصول نتیجه حاصل میشود. سند دیگرش را هم که خود ما صادر کردیم. همین اعتراضات پس از انتخابات خودمان. دلم میخواهد دوباره بگویم، مثل اینکه دوستان متوجه نیستند که؛ آنچه که میتواند یک دیکتاتوری مثل رژیم ایران را سرنگون کند، انرژی پتانسیل حاصل از خشم یک ملت است که با انفجارش دیکتاتورها به درک پرتاب میشوند. نه خالی کردن این انرژی با برنامه های منظم و مفرح هفتگی، ماهیانه وسالیانه. این اشتباه باعث خستگی، ناامیدی و ریزش نیروی جنبش میشود. در ضمن، گفته بودم کوکتل مولوتوف، پاشم وایسادم. مردم حق دارند از خودشان دفاع کنند، چه با کوکتل مولوتف چه با قمه، ساطور، تبر، تفنگ، نارنجک یا حتی بمب اتم یا هر کوفت دیگه ای. دفاع، دفاع است و حق.
احسان گرمسیر

3 نظرات:

یک دوست گفت...

ببینید از راه بی‌خشونت هم می‌شه حکومت رو سرنگون کرد. هر وقت یه اعتصاب سراسری موفق سازماندهی شد نشان دهنده وفاق ملی برای سرنگونی حکومته و می‌تونه فلج‌کننده باشه.

اما از راه خشونت‌آمیز همه می‌شه حکومت رو سرنگون کرد که در اون صورت دست کم یک میلیون نفر باید جان بر کف آماده باشند و حمله کنند اول به مراکز نظامی کوچکتر مثل کلانتری‌ها و پایگاه‌های بسیج و بعد که صدها اسلحه به دست آوردند حمله کنند به پادگان‌ها. این جوری می‌شه حتی ظرف یک روز حکومت رو کله پا کرد. با کوکتل مولوتوف یا حتی چماق می‌شه کلانتری‌ها رو گرفت اما برای گرفتن پادگان‌ها سلاح گرم لازمه. هر دو راه خوبه. اما راه دوم آدم‌های از جان گزشته نیاز داره نه بچه سوسول. بعد راه دوم اگه خیلی طول بکشه ممکنه تبدیل به جنگ داخلی بشه که فاجعه باره.

یک دوست گفت...

یه چیز دیگه. متوجه شدم شما در خارج از ایران زندگی می‌کنید. شما از خارج نمی‌تونید به مردم داخل بگید لنگش کن (مبارزه خشونت‌آمیز).

ناشناس گفت...

بزرگترین اشتباه جنبش سبز
From This weblog: http://my.gooya.com/permalink/3204.html
مگر همین "پول نفت بر سر سفره خانه ها" نبود که انبوهی را به دنبال خمینی راهی نمود؟
در تمامی بیانیه های جنبش سبز کسی گران شدن بنزین و نان و گاز و ... را محکوم نکر...ده است. کسی یادآوری نمیکند که این پول هنگفت نفت چگونه به یغما می رود و مردم باید جیره خوار دولت باشند. کسی از نرخ بالای بیکاری سخنی نمیگوید.حکومت ناکارآمد فعلی بخوبی در قشر ضعیف تر جامعه ریشه دوانده و با تبلبغات مکرر و منفی بسیاری را بر آن باور کرده که گویا عده ای در تهران قصد آشوب و کشف حجاب و خراب کاری و... داشته و وظیفه ملی واسلامی شماست که با آن برخورد کنید. قدرت این تبلیغات منفی را کم نباید گرفت بخصوص اینکه با جیره خوار کردن مردم (یارانه - وام - نامه های پنجاه هزار تومنی و غیره) به راحتی آنها را کنترل می کنند. آن دسته که حتی معنی دموکراسی را نمی داند تبدیل به غیر خودی گشته و ساندیس خور پاچه خوار نام گرفته اند. آیا بهتر نیست راه را برای پیوستن این قشر محروم و فریب خورده برای پیوستن به جنبش باز نمود؟ آیا نمی توان با ارایه مطالبات و راهکارهای افتصادی آینده روشنی برای این قشر تعریف کرد؟